Your ad featured and highlighted at the top of your category for 90 days just $5.
Choose
"Make this ad premium" at checkout.

User description

حادثة یازده سپتامبر باعث حملة آمریکا به افغانستان و عقبنشینی طالبان و پیروزی ائتلاف شمال میشود و بعد از مدّتی حامد کرزی به عنوان رئیس جمهور دولت انتقالی افغانستان انتخاب میشود و آرامش نسبی به افغانستان بازمیگردد. ژنرال برای وزارت به افغانستان فراخوانده میشود. امیر و ثریّا نیز کمکم به سهراب و سکوت او عادت میکنند؛ زیرا تلاش آنان برای شکستن انزوای او بیفایده است. در پایان رمان، بادبادکبازی امیر لبخندی را بر لب سهراب مینشاند و دوستی این دو آغاز شود. رمان بادبادکباز در سال 2003 میلادی در آمریکا و به زبان انگلیسی چاپ شده است. رمان بادبادکباز دوستی دو کودک را به تصویر میکشد. امیر از قوم پشتون و حسن از قوم هزاره است که با وجود تفاوتهای قومی و مذهبی برخلاف نگاه منفی حاکم بر محیط اجتماعی آن زمان، با یکدیگر دوست هستند. بادبادک نماد دوستی این دو شخصیّت است که با وجود قومیّت و مذهب متفاوت، آنها را به هم پیوند میزند. انتخاب چنین شخصیّتهایی از دو طبقة متفاوت و ضدّ هم حالتی نمادین دارد. خالد حسینی با طرح چنین موضوعی میخواهد نشان دهد که ارزشهای انسانی مختصّ هیچ قومیّت، گروه و طبقة خاص نیست.او در قالب روایت دوستی امیر و حسن به انتقاد از نگاههای نژادپرستانة قومی و مذهبی رایج در جامعة افغانستان میپردازد که باعث تبعیضهای طبقاتی شده است. از این نظر، رمان خالد حسینی را میتوان جزو رئالیسم انتقادی به حساب آورد و آن را از این جنبه مورد بررسی قرار داد. نگاه انتقادی به دین و مسایل اعتقادی از سوی شخصیّتهای رمان مانند امیر و پدرش بیاعتمادی به ملاّیان و آنچه که تبلیغ میکنند و ارایة چهرهای شخصی و برداشتی آزادانه از دین در قسمتهای مختلف رمان دیده میشود. رمان بادبادکباز در 25 قسمت با زاویة دید اوّل شخص نوشته شده که در آنها راوی (نویسنده) همان امیر است. تنها در بخش شانزدهم، راویت داستان از زبان رحیمخان، دوست پدر امیر، صورت میگیرد که آن هم با زاویة اوّل شخص است. بازی پاسور آغازین رمان که به کودکی امیر و حسن اختصاص دارد، جذّابیّت بیشتری نسبت به قسمتهای بعدی دارد، هرچند این قسمتها شبیه خاطرههایی به هم پیوسته هستند که راوی (امیر) به نقل آنها میپردازد.از نظر زمانی، رمان بادبادکباز به چند دورة تاریخی و سیاسی اشاره دارد و از نظر مکانی، رمان به دو قسمت جغرافیایی و مکانی تقسیم میشود؛ یعنی افغانستان و آمریکا. تصویری که از افغانستان ارایه شده، تصویری است واقعی؛ افغانستان دورة کودکی امیر که آباد و آرام است و افغانستان ویران و جنگزدة سالهای مهاجرت او و پدرش. تصویری رویارویی از آمریکا به مخاطب ارایه میشود که مهاجران افغانستانی در آن مشکلی ندارند. آمریکا را همانند فیلمهای هالیوودی به عنوان یگانه منجی عالم معرّفی میکند و از شوروی، قطب مخالف آمریکا، به بدی یاد میشود. به طالبان و اعمال وحشیانة آنان میپردازد، ولی از اینکه اینان از کجا سر برآوردهاند و با حمایت و نقشة چه کسانی در عرصة سیاسی افغانستان ظهور کردهاند، سخنی به میان نمیآید. ورق پاسور نکته نیز قابل تأمّل است که فیلمها و قهرمانان مورد علاقة امیر و حسن، همه آمریکایی هستند. با قرار دادن تکتک این نشانهها در کنار هم میتوان بدین نتیجه رسید که این رمان با سلیقة سیاستمداران آمریکا همخوانی دارد. رمان با یک فلاشبک (عقبگرد) از زمان حال (دسامبر 2001 میلادی) به کودکی امیر (راوی) و به مهمترین سال زندگی او، یعنی دوازده سالگی وی، آغاز میشود.